jump to navigation

.:MIRACLE______________________________________معجزه:. November 23, 2006

Posted by mckhak in LYRICS.
2 comments


توي كتابا و افسانه ها پر از معجرست

توي تاريخ دیناي دنيا پر از معجزست

همه فكر مي كنند كه معجزه مال قديماست

در حالي كه دنياي امروز ما پر از معجزست

تو اين دنيايي كه حتي واسه خوابيدن تو قبر

بايد تا وقتي كه پولات جمع بشه بكني صبر

اگه يه پزشك يه بيمار فقير ببينه

مجاني مداوا كردن اون فقير يه معجزست

وقتي كه هيچ آدمي به آدمي رحم نمي كنه

واسه نگاه به گدا سرشو خم نمي كنه

تو يه روز پاييزي وسط پياده رو

درخشش يه سكه تو دست گدا معجزست

تو يه يه شب زمستوني كه برف مي باره

يه بدبختي كه از گرسنگي جون نداره

در به در زنگ و در همه خونه ها رو مي زنه

اگه يكي از اون درا به روش واشه معجزست

حالا كه همه واسه هم ديگه دشنه مي تراشن

همه خون همو مي خورن و سير نمي شن

اگه حتي برادرت موقع رنج و سختي

بياد بهت دست برادري بده معجزست

وقتي دنيامون پر شده از لجن و كثافت

حتي بچه ها هم غرقن توي جرم و جنايت

اون وقت اگه فقط با تيزر تلوزيون

حتي يه جانيم از جنايت سير شه معجزست

توي خيانون تو دعوا سر همو مي بريم

اونوقت واسه صلح كل دنيا غصه مي خوريم

اگه تا وقتي كه بين بچه محلا دعواست

بتونيم به صلح جهاني برسيم معجزست

تو اين كره خاكي كه همه با هم مي جنگن

سر چاهاي نفت همه مثل شيشه و سنگن

وقتي كه صداي تير و انفجار قطع نمي شه

يه لحظه سكوت مطلق توي دنيا معجزست

به لطف خداوند قادر مطلق و متعال

از بركت دستای كارگرا و فشار بازار

نسل بشر به هر دري زد و متمدن شد

به لطف خداوند قادر مطلق و متعال

از بركت دستای كارگرا و فشار بازار

نسل بشر به هر دري زد و متمدن شد

حالا اگه يه بشرم پيدا كني معجزست

درختا رو بريديم و رو خاكش خونه ساختيم

به جاش واسه پرنده ها از آهن لونه ساختيم

تن سبز درختارو كرديم ذغال سياه

حالا هر درخت كه از نو بكاريم يه معجزست

واي ما آدما تو رفاقت چه بد سرشتیم

با خنجر رو پشت هم ديگه يادگاري نوشتيم

حالا اگه از ميون تموم با مرا ما

فقط يه پشت بدون زخم پيدا كني معجزست

هممون ته خاكياييم تا وقتي هيچي نيستيم

گم مي كنيم خودمونو تا به جايي مي رسيم

اگه بگرديم و پيدا كنيم آدمي رو كه

توي اوج شهرت بازم خاكي باشه معجزست

شديم شبيه گلچين فرهنگهاي دنيا

مد و از سفيدا دزديديم و موزيكو از سياها

اما بازم با افتخار مي گيم ايراني هستيم

همين كه يادمونه ايراني هستيم يه معجزست

هر كسي دل بهمون داد خيلي ساده شكستيم

زير بارون اشكاش خيلي ساده نشستيم

اگه يه روزي هيچ دلي توي دنيا نگیره

اگه يه روز اشكي از چشمي نريزه معجزست

حالا كه موندن اينقدر سخته و رفتن آسونه

واسه مردن از ايدز تا تصادف فراوونه

وقتي رفقامون دارن يكي يكي مي ميرن

اگه يكي از ما پيریشو ببينه معجزست

وقتي كه يكي بهت مي گه فقط تو رو داره

به قول خودش واست از جونش مايه مي ذاره

وقتي كه راه به راه تو گوشت مي گه دوست داره

اگه واقعاً تو رو دوست داشته باشه معجزست

به لطف خداوند قادر مطلق و متعال

از بركت دستای كارگرا و فشار بازار

نسل بشر به هر دري زد و متمدن شد

به لطف خداوند قادر مطلق و متعال

از بركت دستای كارگرا و فشار بازار

نسل بشر به هر دري زد و متمدن شد

حالا اگه يه بشرم پيدا كني معجزست

اما گذشته از بدبيني هاي ام30خاك

تو اين دنياي پر از موشك و تفنگ و تانك

تا اون روزي كه خونت رو سرت خراب نشده

 بدون هر نفسي كه مي كشي دو تا معجزست

 

 

 

.:THE VICTIM GENERATION______________________نسل سوخته:. November 15, 2006

Posted by mckhak in LYRICS.
8 comments

ايرن … سرزمین آريا …. 70 ميليون جمعيت …

 7 ميليون بيكار …. 20 ميليون فقير  ……

4 ميليون معتاد …. 300 هزار زن خياباني ……..

 14 ميليون بيمار رواني ……. 40 هزار مبتلا به ايدز

ايرن  ….  فرزندان آریا ….. نسل سوخته …..

” گوش کن یه پیغام از نسل آریا واسه نسل سوخته دیروز واسه پدر مادرا

ايران من عزيز من دلم برات مي سوزه

دست فرزنداي كوروش برات كفن مي دوزه

تمدن اهورايي آهن و گندم

داره تو آتيش فحشا و اعتياد مي سوزه

چطور رومون شد به كوروش بگيم آسوده بخواب

خواب آسوده اي كه با كابوس ما شد خراب

حاظرم قسم بخورم طفلكي مام وطن

زير بار اين همه بدبختي نمي ياره تاب

چطور مي تونم به خودم تو آينه نگاه كنم

چطور مي تونم دوباره خدا رو صدا كنم

ديگه چطور مي تونم با گندي كه بار آوردم

پرچم ايرانمو با افتخار بپا كنم

حتي ديگه دماوندم نيست همون ديو سپيد

مخفي شده تا كه نشه روي سياهشو ديد

تو رو خدا ببين كه چطوري گنبد گيتي

از شرم و خجالت پشت نقاب برفی خزيد

خليج فارسم ديگه به فارسي بودن بد دله

مونده عرب بشه يا فارسي بمونه دودله

حق داره طفلكي نمي دونه

اون كه مهمه پوله يا غيرت آب و گله

از تخت جمشيد نه جمشيدي مونده نه تختي

ستوناش خورد شدن زير بار بدبختي

خيلي راحت از ياد برديم فرهنگشو

فرهنگ بركت نهفته توي كار و سختي

از داريوش كبير فقط اسم كبيرش مونده

اون مقبره حقير كنج كويرش مونده

از بركت دستاي ما از خاك آرياييش

فقط يه زندون واسه روح اسيرش مونده

ميدون آزادي چرا اينقدر كم رنگ شده

چرا تو چشامون فقط يه مشت خاك و سنگ شده

به خدا از برج ايفل و پيزا خيلي سره

تقصير ماست اگه جاي ساقياي بنگ شده

چرا وقتي به ما رسيد يه دفعه كرديم قاطي

فرهنگ پهلووني شد فرهنگ گنده لاتي

يتيم نوازي نيمه شب و لوتي گري ها

شدن خفت گيري نيمه شب مردم خاطي

پس ديگه نگو فساد چيه فساد خوبه يا بده

كار خودمونه يا از اونور آب اومده

فساد ببين خودمونه ميوش مال فصل ماست

تلخه اما حقيقته نسل سوخته نسل ماست

ديگه نگو فساد چيه فساد خوبه يا بده

كار خودمونه يا از اونور آب اومده

فساد ببين خودمونه ميوش مال فصل ماست

تلخه اما حقيقته نسل سوخته نسل ماست

جالبه بچه كه بوديم به ما مي گفتن

كه فرداي مملكتو ما بايد بسازيم

حالا بيايد ببيند كه چه فردايي ساختيم

واي همه چيزو داريم مفت مي بازيم

اما اگه منصف باشيد همش كار ما نيست

اگه ايرانم سوخته همشم تقصير ما نيست

شما راه و رسم زندگيرو يادمون دادين

اگه غلط يادمون دادين اين گناه ما نيست

نسل من از آتيشی سوخته كه كار شماهاست

مثل آتشفشان از تو مي سوزه و بي صداست

اگه كمك كردن به هم و يادمون ندادين

پس تقصر شماست اگه خيابون پر از گداست

خوب نيگا كن 300 هزار تا زن خيابوني

همشون يه روزی از خونه فرار كردن پنهوني

مشت و لگدهاي تو دخترتوفراري داد

يه جور نيگا نكن انگار اينا رو نميدوني

4 ميليون جوون معتاد عدد كمي نيست

اين نسل منه كه داره مي سوزه پس غمي نيست

وقتي كه پسر معتادت رو بجاي كمك

از خونه ميندازي بيرون انگاري آدمي نيست 

ولي ديگه پخته شديم حالا ديگه فصل ماست

ديگه زور نمي شنويم چون ريش و قيچي دست ماست

بچه هاتون و از خونه هاي سردتون روندين

خيابون يه مادر دلسوز براي نسل ماست

توي خيابونا بزرگ شدنو ياد گرفتيم

تو خيابونا زندگي كردنو ياد گرفتيم

با چيزايي كه تو خيابون از شماها ديديم

معني به قانون عمل كردن و ياد گرفتيم

ياد گرفتيم كه همه جا قانون داره

خوب يا بد باید بهشون عادت كنيم 

لازمه همه قانونا رو ياد بگيريم

اما مجبور نيستيم همشو رعايت كنيم

پسرتو هل دادي و داد زدي برو گمشو

وقتي دخترت گريه كرد زديش گفتي خفه شو

آهاي تويي كه نسل منو آشغال مي دونستي

حالا توي آتيش آشغالات ذره ذره شو

كسي كه ما رو آشغال مي دونست

حالا مي خواد يه جورايي به ما نزديك بشه

اما نمي دونه كه يه آشغال جمع كن

هميشه آخر كارش دستاش كثيف مي شه

دستاي كثيفمون حالا دارن كفن مي دوزن

همه رو سوزوندن و خودشونم دارم مي سوزن

اما هيچ وقت يادت نره نسل سوخته امروز

بچه هاي معصوم كتك خورده ديروزن

 

.:THE MASTER OF THE MEN_____________________مولای مردا:. November 8, 2006

Posted by mckhak in LYRICS.
2 comments

حیدر کرار نیم خانه نشینم ولی

جان به فدای جگر سوخته ات یا علی…

خدایا تو میدونی سالهاست پر دردم

تو میدونی چجوری دلمو گم کردم

تو دونه دونه ی قطره های اشکمو دیدی

از تو مردم اگرچه در ظاهر خونسردم

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

از همون شبی که تو رو تو خوابم دیدم

واسه رسیدن بهت علی نقشه کشیدم

علی واسه بوسیدن دستای پینه بستت

به خدا قسم خیلی راحت زندگیمو میدم

از تو دارم تمامي هستي و بود و نبود

از ياد تو مستم و به هيبتت در سجود

مي خوام به تو برسم پس توي آتيش عشقت

مي مونم و مي سوزم و سبك مي شم مثل دود

وقتي عكستو مي بينم چشام مي شه غرق نور

وقتي كه اسمتو ميارم مي شم مست غرور

علي یكي مثل تو رو هيچ جا پيدا نكردم

حتي توي كتاب تورات و انجيل و ذبور

علي ديشب نيمه هاي شب دلم مستیش گرفت

سراقتو از مبدا و آغاز هستيش گرفت

مستيه و راستي پس من جوابشو دادم

علي اسم تو رو بردم و لبم آتيش گرفت

علي ديشب دلم آره همون دل بد سرشت

با اشك ديده و خون دل واست نامه نوشت

علي در به درت شدم تا نامشو بهت بدم

همه جا از خانقاه تا مسجد دير و كشت

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

علي تو رو خدا بيا یتيما منتظرن

مرغ عشقا دارن نا اميد از پيشمون مي رن

من بي لياقتم قبول ولي علي درويشات

نذار بعد يه عمر رياضت نا اميد بميرن

علي بيا نجات بده منو از اين اسيري

بگو ديگه از تو دلم تو هيچ كجا نمي ري

علي التماس مي كنم كه از درگاه خدا

شفاء بچه هاي بي كس و بيمار و بگيري

خيلي وقته ديگه شبا خواب به چشام نمي آد

يه شب از گريه يه شب از فكر و خيال زياد

خيال اينكه من بيدار باشم ولي تو خوابم

اون مرد خرقه پوش سوار اسب سفيد بياد

چرا ديگه به خوابم نمي آي مگه رنجيدي

به خدا طاقت ندارم بگو ازم چي ديدي

چيزي گفتم كاي كردم كه از چشات افتادم

مگه چيزي غير از فرياد هو ازم شنيدي

علي به چهره پر از چروك و چينت قسم

علي تو  رو به اون دستاي سفره چينت قسم

تو رو به هر چي دوست داري روتو ازم نپوشون

ازم رو بر نگردون تو رو به دينت قسم

ارباب من تورو به موهاي سفيدت قسم

به درويش از جون و دل شده مريدت قسم

يه نيم نگام به دلاي تنگ آدم بدا كن

چيكار كنم بدم ولي ديوونه تو هستم

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

 ارباب من عاشقتم محرم رازم تويي

مي دوني كه مقصد اين راه درازم تويي

ديگه هيچ وقت احساس نااميدي نمي كنم

ديگه هيچ غمي ندارم تا چاره سازم تويي

سرور من تو رو خدا در منو و چاره كن

تو رو خدا گوش به حرف اين دل  بيچاره كن

ذوالفقارتو از قلاف در آر و با يه حركت

پرده اسرار شبو روي سرم پاره كن

گاهي هوس مي كنم شب و تا سحر دير كنم

كه شب زنده داري و به شيوه امير كنم

اما هر چي زور بزنم نميشه مثل تو شم

خودم گشنه باشم ولي ديگرانو سير كنم

علي به يتيماي شهرتون حسوديم مي شه

كه هر موقع مي خواستن با تو درد دل مي كردن

من حتي به كبوتراي حرمت حسودم

كه هر وقت بخوان هو مي زنن و دورت مي گردن

حرفايي كه قلم تو به كاغذ كاهي زد

توي گوشاي كر من شيپور آگاهي زد

كه سرخي شهادت تو رو تيغ خيانت

روي لباسهاي تنم به رنگ سياهي زد

آخر جوونمرديتو با نامردي جواب دادن

تن تو رو كشتن و روح منو عذاب دادن

قربون نگاهت برم لعنت به اون حيوونا

كه گل معرفتتو با خيانت آب دادن

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا علی

مرد حق شیر خدا مرحم دردا علی

آزادی بخش روح من از بند فردا علی

هر وقت دلم تنگ میشه و اشک از چشام روونه

از جون و دل داد میزنم مولای مردا